سلام …..

سلام به همه دوستان قدیم و جدید ، من سهیل قولوبی هستم یک مهندس علاقه مند به مدیریت پروژه ، زبان های خارجی و IT که  در اثر مجموعه اینها به سمت صادرات خدمات فنی و مهندسی سوق داده شد ، وقتی که وارد فضای مدیریت پروژه شدم دیدم که پروژه ها دیگه سوددهی گذشته رو ندارند و چون مدیران شرکت های پیمانکاری مدیر هزینه بودند و نه درآمد ! بسیاری از شرکت ها یا ورشکستگی رو تجربه کردن و یا تعدیل نیرو گسترده ! پروژه هایی که اخیرا به جای پول با اوراق تصفیه میشن و اوراقی که با 25 تا 30 درصد ریزش فروش میرن که اصلا عقلانی نیست ! شما 2 سال روی پروژه کارکنی ! یک تورم 40 درصدی ( که قطعا بیشتره ) روی دوشت باشه ! و بعد با 25 درصد ضرر هم مواجه باشی ! راه چی بود غر زدن !!!؟؟؟ قطعا نه !!! پس به جای چراها چگونه گذاشتم چمدون رو بستم و پا به جاهایی گذاشتم که در ” مقطع حساس کنونی نبودن !! و مدیریت پروژه ها را در خارج از مرزهای ایران جان  به نظاره نشستم و همین شد که جامه دریدم و گفتم شگفتا از این همه تفاوت و عدم برنامه ریزی و مشکلات فرایندی در ایران ! اوماااااا بازم قصد نداشتم بیام بگم ما چقدر بدیم فلانجا چقدر خوبن !! به این فکر کردم که چکار میشه کرد ! رفتم تو یک شرکت پیمانکاری همزمان شدم مشاور بین الملل ، مدیریت پروژه و IT ( البته قبلش 6 سال در تهران مشاور مدیریت پروژه سازمانی بودم تقریبا در تمام سازمان ها نهادها ادارت بانک ها و هرجایی در سطح Enterprise که پروژه محور بود !)  خلاصه کارکردن تو این مجموعه برام تجربه خوبی بود یادمه به مدیرعامل گفتم انگلیسیم قویه !( اونام پولشون قوی بود و پیشنهادات زیادی براشون میومد )  در جوابم تلفن روی میزش رو برگردوند طرفم یک شماره هم گذاشت جلوم گفت زنگ بزن !! مال یه شرکت چینی تو شانگهای بود که پیشنهاد همکاری داده بود !! گفت ببین اینا چی میگن !!! رنگم زرد شد !!! دکمه غلط کردم هم نداشت ! زنگ زدم صدام اولش میلرزید اما بعد خودم رو جمع کردم ! هفته بعد کنیا ! باید فرانسوی حرف میزدم ! هفته بعد استانبول ! بعد بغداد !! اولین نامه عربی عمرم رو هم همونجا زدم دیگه رادست شده بود !!! گوشی رو ورمیداشتم و مثل جاروبرقی اطلاعات میگرفتم !!! اما شرکت خیلی ساختار کند و پیری داشت و کل تلاش هام فقط به سفرهای خارجی مدیرعامل ختم می شد و بی نتیجه !!! از اون شرکت زدم بیرون و عازم ترکیه شدم تا بتونم مدل کسب و کار خودم رو بدست بیارم ! در دو روز 4 تا قرار کاری با 2 شرکت و 2 هلدینگ بزرگ عمرانی و بازرگانی ترکیه داشتم و بعد بازدید از پروژه های این شرکت ها در استانبول ، وقتی دقت در برنامه ریزی و سرعت اجرا و نوع نگاه مدیران هلدینگ های ترک رو دیدم، کلا دیدم نسبت به همه چیز عوض شد و اولین جرقه در ذهنم ایجاد شد.

برگشتم به ایران و تو همون زمان یه همایش صادرات خدمات فنی مهندسی تو دانشگاه بود جمع بندیم از حرف های دوستان این بود که :

خیلی خوبه و شاید تنها راه باشه اما ….

  • اولا نمیدونیم کجا بازار هدف ماست
  • کشورهایی که موج بازسازی راه میفته عقب میمونیم و بعدش نمی تونیم رقابت کنیم
  • مشکل ضمانت نامه بین المللی داریم
  • با سازمان مدیریت و ماده 19 مشکل داریم 
  • جوینت بین المللی نمی تونیم پیدا کنیم
  • برای جابجایی پول هامون مشکل داریم
  • برای خرید اسناد مناقصه ها مشکل داریم
  • و این یعنی نمی تونیم وارد این بازار بشیم

اما من سعی کردم از زاویه ای دیگه به ماجرا گاه کنم و برای همه این موارد راه حل پیدا کنم ،پس بلند شدم و مخالفت کردم و تو پنل سوال و جواب تجربه ترکیه خودم رو گفتم و تاکید کردم که میشه کار کرد! جواب درستی نگرفتم اما در پایان جلسه نماینده یکی از پیمانکارهای حاضر در جلسه اومد جلو و ازم خواست که اگر برای این مشکل ها راه حلی دارم یه جلسه داشته باشیم و من برای بعضی ها داشتم پس اولین قدم رو برداشتم ….

ادامه دارد

من تو وبلاگ به این سوالها و سوالهای دیگه همونطور که برام اتفاق افتادن و حلشون کردم جواب خواهم داد و از سفرها و هزینه ها و راهکارها  گرفته تا کم هزینه ترین روش ها برای کسب اطلاعات ، صرف غذا ، رفت و آمد و …. خواهم نوشت

با افتخار به ایران جان و مردمانش

سهیل قولوبی



پاسخی بگذارید